تبلیغات

اسلایدر

♬ کلـــــــــبه دوستـــــــــ داشتنــــــــــی وینکســــــــ ♬ - 유 DARK BLOOM 유
♥★♥ مـــا کیـــــفیت رو به شـــــــما میدیمـــــ شما هم نظــــراتـــتون رو ♥★♥

유 DARK BLOOM 유

دوشنبه 28 اسفند 1391 04:59 ب.ظ

نویسنده : یاسمن
ارسال شده در: ✉ داستــــღـــانـــــهای ویـــــــنکـــــღـــس ✉ ،
با یه اپه دیگه اومدم ...
با داستان مجیک وینکس...
امید وارم خوشتون بیاد..
مثل همیشه نظر فراموش نشه...



راستی ورژنــــــــــــ2013 وبلاگ چطوره؟؟؟

ِDARK BLOOM

خوب یه روز بلوم میخواد بره تمرین کنه  به مجیک وینکس تبدیل میشه که یک دفعه یه چیز سیاهی دور اون رو میگیره و بدجنس میشه میره بیرون تیمی داشت قدم میزد که بلوم با قدرتش اون رو میگیره و می ندازتش توی گلدون بعد میخنده و یک دفعه از هوش میره وینکسا میرن پیشش بعد دوباره خوب میشه بعد از اون دوباره بدجنس میشه . میره پیشه دشمن های وینکسا که میفهمن سریع میرن به مخفیگاه بدها وقتی میرسن چند دقیقه بعدش دوست پسراشون میرسن استلا میپره بغل برندون و فلورا وایساده بود که هلیا میاد و اون رو میبوسه موزا هم با ریون دعواش میشه میاد که از پیشه ریون بره یک دفعه ریون دست اون رو میگیره و بغلش میکنه لایلا اون موقع دوست پسر نداشت اسکای هم ناراحت بود چون بلوم اونجا نبود و بد شده بود بعدش میرن کلا فضا رمانتیک بود... باکلی دردسر میرسن به جایی که بلوم بود بدجنس میخواست قدرت بلوم رو بدست بیاره چون قدرت بلوم زیاد بود وقتی میخواد قدرته بلوم روبگیره همه مانع میشن بدجنس میخواست موزا رو بزنه که یک دفعه ریون داد میزنه موزااااابعد میپره جلو بعد ریون از هوش میره(دوباره جریان رمانتیک میشه) و بعد اسکای میره جلو و به بلوم میگه من اسکایم من رو یادت میاد؟؟ آنقدر میگه که از هوش میره بعد وقتی داشت قدرتش رو میگرفت یک دفعه یادش میاد و نمیذاره قدرتمند بشه بعد میاد پایین میپره تو بغل اسکای و ریون به هوش میاد موزا میگه ریون و ریون میگه موزا بعد هم دیگه رو میبوسن (رمانتیک شد)شکستش میدن بدجنسه رو بعد بر میگردن خونه یک مهمونی مفصل میگیرن موزا و لایلا داشتن میرقصیدن که یک دفعه لایلا ریون رو میکشه دستش رو میزاره تو دست موزا و اونا با هم میرقصن استلا و برندون هم می رقصیدن اسکای داشت دنبال بلوم می گشت که دیدش رفت پیشش باهم حرف زدن بعد اسکای میره نزدیکش و می گیرتش و بعد بوسش میکنه (ای بابا چقدر صحنه داره....!!!) و فلورا هم وایساده بود هلیا هم از پشت نگاش میکرد که فلورا فهمید برگشت و نگاش کرد.بعد همه باهم عکس گرفتن.




چه طور بود؟؟؟؟


بدون نظر از این مطلب بیرون نمیرید ها....


       




دیدگاه ها : ♥ COMMENT ♥
آخرین ویرایش: چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392 10:16 ق.ظ